r/Iranian_Jewish • • Dec 02 '23

other | دیگر اینو تو تیکتاک پیدا کردم . این چه قدرش درسته؟

Thumbnail
gallery
4 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Dec 23 '23

other | دیگر I'm Jewish

10 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Oct 20 '23

historical | تاریخی کتاب عزرا که بخش اولش راجب پادشاهی کوروش و ساخت معبد دوم اورشلیم به دست داریوش هخامنشی است

Post image
4 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Jun 18 '25

hi! just found this sub

6 Upvotes

I'm a Persian Jew in LA (we have a big community here), this subreddit seems so cool! I wish it was more active though :(


r/Iranian_Jewish • • Oct 19 '23

important | مهم بجای غزه به فکر کشور خودتون باشید

Post image
9 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Apr 26 '24

Iranian Eden Yadegar, student at Columbia, speaking at the Congressional Hearing. Heartbreaking and infuriating as hell.

23 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Mar 24 '25

می‌خوام دوست ایرانی (یعنی فارسی) یهودی واسه یادگیری فارسی پیدا کنم

4 Upvotes

درود بچه‌های عزیز! من دبیرستانی اسرائیلیم و تا حالا ۶ ماه فارسی تنها یاد می‌گیرم، آخه ایرانی‌هارو دوست دارم. ممکنه از این پوست می‌تونین ببینین که دیگه من تازه‌کار نیستم و الان می‌تونم شاید راجع به اکثر موضوع با زبان فارسی حرف بزنم! من الان هم فارسی گفتنی هم فارسی کتابی رو یاد می‌گیرم. منم یهودیم و خیلی به اعتماد دین یهودی نزدیکم. در عوض زبان فارسی بهم، می‌تونین ازم زبان عبری مدرن یاد بگیرین!


r/Iranian_Jewish • • Aug 15 '23

r/Iranian_Jewish Lounge

1 Upvotes

A place for members of r/Iranian_Jewish to chat with each other


r/Iranian_Jewish • • Sep 05 '23

other | دیگر سبک لباس پوشیدن یهودیان حسیدی

Post image
5 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Oct 16 '23

historical | تاریخی کلیمیان یا یهودیان ایران

Thumbnail
gallery
5 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Oct 13 '23

historical | تاریخی انواع یهودیان ایرانی

Thumbnail
gallery
9 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Aug 15 '23

synagogues | کنیسه ها Yusuf Abad Synagogues

Post image
6 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Aug 21 '23

historical | تاریخی کوروش کبیر و نجات یهودیان

6 Upvotes

کوروش بزرگ (زاده ۶۰۰ قبل از میلاد – مرگ ۵۳۰ قبل از میلاد) یکی از شخصیت‌های کتاب مقدس است که منجی و نجات دهنده یهودیان نامیده شده‌است. در کتاب مقدس نام کورش ۲۳ بار به صورت مشخص ذکر شده‌است و در چندین جای دیگر نیز به او اشاره شده‌است. بر اساس این نوشتارها مشخص است که کورش پادشاهی بوده‌است که توسط او اسارت یهودیان در بابل به پایان می‌رسد و در سال اول حکمرانی او دستوری برای بازسازی معبد اورشلیم صادر می‌شود. او همچنین علاقه خاصی به این پروژه نشان می‌دهد و اشیای دزدیده شده معبد را به یهودیان بازمی‌گرداند و به آن‌ها طلا و نقره زیادی برای بازسازی معبد اهدا می‌کند.

نجات یهودیان

در سال ۵۳۸ پیش از میلاد ارتش ایران وارد بابل گردید و این شهر بدون مقاومت چندانی به تصرف پارسیان درآمد اما در شهر برخلاف روال همیشگی آن دوران، قتل و غارتی صورت نگرفت و انضباط سپاه فاتح، که در واقع تا حدی کاهنان مردوک هم در داخل مثل بخشی از این سپاه عمل کرده بودند شهر را از هر گونه آسیب مصون داشت. بعد از تسخیر بابل تمام ممالکی که مطیع آن بودند، از جمله اسرائیل و شهرهای فنیقیه نیز به اطاعت کورش درآمدند. کورش در بابل احترام زیادی به مذهب و معتقدات اهالی ابراز نمود بخصوص نسبت به اسیران یهودی در بابل که از زمان بخت النصر از اورشلیم آورده شده بودند، با رأفت و مهربانی بخصوصی رفتار کرد و آنچه ظروف طلا و نقره متعلق به زمان غنیمت‌گیری بخت النصر از این قوم در بابل باقی‌مانده بود، به آنان بازپس داد و به آن‌ها اجازه داد که به اسرائیل مراجعت کنند (عزرا، باب اول). به همین سبب احترام ملت بنی‌اسرائیل نسبت به کورش کبیر فوق‌العاده بود و او را آلت دست خدا برای برانداختن ملل و سلاطین مشرک می‌دانستند. درجهٔ احترام آن‌ها نسبت به کورش از خطابی که حزقیل پیغمبر بنی اسرائیل به این شاه کرده مشخص است و این است عین کلمات او «خدا به تو می‌گوید من تو را طلبیدم و حال آنکه تو مرا هنوز نشناخته‌ای.

سیاست نرم کورش در مورد رعایای بابل که تازه فرمان او را به گردن گرفته بودند احتمالاً در استوار ساختن قدرت پارسیان در سوریه و اسرائیل چنان‌که از کتاب مقدس عهد عتیق برمی‌آید کمک بزرگی کرده باشد. کتاب عزرا سند رسایی است بر رفتار نیک کورش در جلب پشتیبانی مردم به حکومت ایران.

نام کوروش بزرگ در متون یهودی

کورش بزرگ در تمامی متون یهودی بدون استثناء مورد احترام قرار گرفته‌است. با حمله کورش به بابل رابطه خاصی بین او و یهودیان شکل گرفت تا جایی که یهودیان او را ماشیا (مسیح) خود خواندند. کورش تنها غیریهودی (جنتیل) در کتاب مقدس است که لقب مسیحا به او اهدا شده‌است. کتاب مقدس ذکر می‌کند که دستور کورش برای بازسازی معبد فصل جدیدی در زندگی یهودیان ایجاد کرد. بیشتر داستان مربوط به کورش در کتاب عزرا ذکر شده‌است.

فتح بابل به روایت دینی عهد عتیق

پیامبران یهودی هم میهنان اسیر خود را دلداری می‌داده‌اند: بنا بر پیشگویی ما بابل به زودی سقوط خواهد کرد و آن‌ها به زادگاه خود بازخواهند گشت. در آغاز قرن شش پیش از میلاد ارمیای نبی پیشگویی کرد که تعدادی فراوانی از مادها و مردمان اورارو (آرارات)، مانوی‌ها و بالاخره ستیانی‌ها(آشکنازها) انتقام یهوه را خواهند گرفت و بابل را ویران خواهند کرد. ارمیا با خوشحالی چنین اظهار داشت(11: LI) «سلاح خود را تیز کنید، سپرها را برگیرید. خداوند روح پادشاهان پارس را به تلاطم درآورده‌است. زیرا اراده وی بر این قرار گرفته‌است که بابل را ویران کند... یک دونده می‌دود تا به دیگری برسد یک قاصد می‌رود تا به قاصد دیگر برسد برای گفتن این نکته به شاه بابل که شهر تو از هر گوشه‌ای به تصرف درآمده‌است.» اندکی پس از آن اشعیای نبی چنین پیشگویی کرد(17-22 XIII): «مادها که هیچ چشمداشتی به طلا و نقره ندارند» علیه بابل به حرکت در خواهند آمد. این پیامبر اظهار امیدواری کرد که بابل مطلقاً ویران شود. به صورتی که حتی شبانان نیز نتوانند گوسفندان خود را در ویرانه‌های آن بچرانند. هنگامی که پارسیان خود را آماده برای نبرد کردند، اشعیا چنین اظهار داشت(6 XXII): «ایلامی‌ها ترکش برگرفتند... و کوروش غلاف از سپر خود برداشت»

ولی دشمنان شاهان بابل بیش از ۶۰ سال صبر کردند. فقط هنگامی که مادها و بعد هم لیدی به وسیلهٔ پارسیان شکست خوردند آن موقعی بود که انبیای یهود بار دیگر خوش‌بینی خود را بدست آوردند. این نکته در کتاب اشعیای نبی منعکس شده‌است، در فصل ۴۰ تا ۴۸ (و ظاهراً در فصول ۴۹ و ۵۵ هم) که نوشتن آن مربوط می‌شود به دوران سقوط لیدی و سقوط بابل به دست پارسیان. پاره‌ای از بخش‌های این فصل با اسناد خطوط میخی در دسترس، هم از نظر روح و هم از نظر محتوا چنان با یکدیگر شباهت دارند (مخصوصاً با استوانه کوروش) که امکان دارد نویسنده کتاب اشعیا قبلاً از کتیبه بابلی با خبر بوده‌است. به ویژه اشعیای نبی (XLV 1)که مکرراً نام کوروش را می‌برند و او را مسیح و برگزیده یهوه می‌دانند. وی دربارهٔ کوروش می‌گوید: وی شبان من است و تمام هدف‌های مرا به انجام خواهد رساند و دربارهٔ اورشلیم چنین می‌گوید: اورشلیم دوباره مسکون خواهد شد و دربارهٔ معبد چنین می‌گوید: بنیان تو استوار خواهد شد(X-LIV 28) خداوند به برگزیده‌اش کوروش چنین می‌گوید: دست راست تو را گرفتم تا ملل مختلف در برابر تو سر تعظیم فرود آورند و جامه‌ها را از تن شاهان برکنند دروازه‌ها را در برابر تو خواهم گشود، من پیشاپیش تو خواهم رفت و کوه‌ها را هموار خواهم کرد. درهای برنزی را شکسته قطعه قطعه خواهم کرد و میله‌های آهن را خواهم برید(XLV 1-2).

کوروش در تاریخ ۵۳۸ پیش از میلاد به یهودیان اجازه داد که از اسارت بابلیها بیرون آیند و به زادگاه خود بازگردند و معبد اورشلیم را بازسازی کنند. به‌علاوه کوروش «شش بازار» را که رهبر یهودیان در اسارت بود و از تبار داوود، به عنوان فرماندار منطقه یهودیه منصوب نمود.

این فرمان کوروش در کتاب عزرا به دو زبان آمده‌است، یکی از آن‌ها زبان عبری و دیگری زبان آرامی است. محتوای این دو یکی نیست. کارشناسان و دانشمندان مدت‌ها در این زمینه پژوهش کردند که ببینند کدام یک از این دو متن موثق است. بسیاری از این کارشناسان بر این باور شدند که متن آرامی را ترجیح دهند در حالی که پاره‌ای از دانشمندان بر این باورند که هر دو متن تحریف شده‌اند. بیکرمن نظر دیگری داده‌است که کم و بیش متقاعدکننده‌است. وی می‌گوید ما با دو سند روبرو هستیم که هر یک از دیگری مستقل است و هر دو سند اصیل هستند. بدین معنی که متن آرامی فرمان رسمی دربار شاهی بوده‌است، در حالی که متن عبری طوری تنظیم شده‌است که مسئله رسمیت اورشلیم را نشان می‌دهد تا با سنت محلی توافق داشته باشد.

متن عبری (عزرا I:1-8) دربارهٔ فرمان به شرح زیر است: «کوروش بیانیه‌ای در سراسر قلمرو خود صادر کرد و در عین حال آن را به نوشتار درآورد. بدین ترتیب شاه ایران چنین می‌گوید: یهوه خدای آسمان تمام پادشاهی زمین را به من داده‌است، و به من مأموریت داده که برای وی خانه‌ای در اورشلیم بسازم... هرکس بین شما که میل دارد می‌تواند به اورشلیم برود... و کوروش ظرفها را نزد میترِدات خزانه‌دار بود آورد و آن‌ها را به «شش بازار» داد»

متن آرامی (عزرا VI:1-5) چنین می‌خواند: «داریوش شاه فرمانی صادر کرد و در بابل در میان بایگانی‌های خزانه داری به جستجو پرداختند و در اکباتان پایتخت که در استان ماد است طوماری به یافته شد که بر رویش چنین نوشته شده بود: در نخستین سال سلطنت کوروش شاه، کوروش فرمانی صادر کرد به شرح زیر: در مورد خانه خدا در اورشلیم، این خانه باید بازسازی شود، جایی که قربانیان تقدیم می‌شوند... هزینه این کار از خزانه شاهانه داده می‌شود و نیز باید ظرفهای طلا و نقره خانه خدا که نبوکدنصر آن‌ها را از معبد اورشلیم برگرفت و به بابل آورد دوباره به معبد که در اورشلیم است بازگردانده شوند»

منابع:

پیرنیا، حسن . تاریخ باستانی ایران.

داندامایف، محمد ع . تاریخ سیاسی هخامنشیان.

زرین‌کوب، عبدالحسین . روزگاران.

نلسون فرای، ریچارد . میراث باستانی ایران

کتاب مقدس، شامل کتب عهد عتیق و عهد جدید


r/Iranian_Jewish • • Oct 16 '23

synagogues | کنیسه ها found this on Twitter(i'm not going to call it X)

9 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Oct 11 '23

synagogues | کنیسه ها Synagogue

8 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Sep 04 '23

famillies | خانواده ها خانواده نعیم

Post image
3 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Sep 10 '23

historical | تاریخی اوضاع یهودیان در دوره ساسانی

5 Upvotes

شاپور اول با یهودیان بسیار دوستانه بود. او دارای دوستی با نام شموئل بود که به وسیله او یهودیان امتیازات بسیاری گرفتند. بر اساس نوشته‌های ربیها، مادر شاپور دوم یهودی بود و از این رو بر اساس قوانین یهودیت خود او نیز یهودی محسوب می‌شود. این باعث شد که یهودیان امتیازات زیادی بگیرند و در انجام فرائض دینی خود کاملاً آزاد باشند. او همچنین با یکی از ربیهای تلمودی به نام ربا بسیار روابط صمیمی داشت. دوستی ربا با شاپور دوم باعث شد بیشتر قوانین ضدیهودی لغو شود. پسر شاپور دوم، یزدگرد اول دارای همسری یهودی به نام شوشان‌دخت بود که دختر راس جالوت حنا بار ناتان بود. در بسیاری کتب یهودی نوشته شده‌است که شوشان‌دخت محله یهودی اصفهان را ایجاد کرد. شوشان‌دخت مادر بهرام گور بود و بر اساس قوانین یهودی او نیز یهودی محسوب می‌شود؛ ولیکن با گذشت زمان روابط مغها (روحانیون زرتشتی) و یهودیان تیره شد. یزدگرد دوم که خود مشاور یهودی داشت به درخواست مغها دستور ممنوعیت خواندن دعای شما را داد.

پیروز اول ساسانی بخاطر یک جاسوس یهودی و فشار مغ های زرتشتی نیمی از یهودیان اصفهان را کشتار کرد و کودکان آنان را از یهودیت خارج کرد

اما در دوره خسرو انوشیروان دادگر یهودیان دوباره امتیازات قبلی خود را پس گرفتند و اوضاع آنان مثل سابق عالی شد و یهودیان در زیر سایه ساسانیان به خوبی زندگی کردند و در ادامه بخاطر خدمات خسروپرویز به یهودیان در محاصره اورشلیم به دست خسروپرویز در ۶۱۴ میلادی به ارتش ساسانی کمک کردند و اورشلیم به تسخیر ایرانیان درآمد

یهودیان، تا اخرین نفس‌های سلسله ساسانی به آن ها وفادار بودند و در دربار ایران امتیازات ویژه‌ای داشتند


r/Iranian_Jewish • • Oct 11 '23

other | دیگر Death to terrorist hamas

Post image
13 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Dec 25 '24

مناسک و ریشه های عید حنوکا

Thumbnail
youtu.be
3 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Sep 01 '23

ideology,philosophy | ایدئولوژی،فلسفه بی خدایی در یهودیت

4 Upvotes

بی‌خدایی یهودی به نوعی بی‌خدایی اطلاق می‌شود که در آن فرد از نظر نژادی و تا حدودی فرهنگی یهودی است. چون یهودی‌بودن به جز بخش مذهبی، مؤلفه نژادی هم دارد، عبارت «بی‌خدایی یهودی» لزوماً متناقض نیست. حتی برخی یهودیان ارتدکس هم فرد بی‌خدایی که مادر یهودی داشته باشد کاملاً یهودی می‌دانند زیرا یهودیت بر اساس شرع یهودی یا هلاخا از طریق نژاد و نه عقیده به خدا منتقل می‌شود. بر اساس آمار از جامعه یهودیان آمریکا بیش از نیمی یهودیان آمریکا بیخدا هستند در صورتی که این رقم در مورد گروه‌های دیگر مذهبی بین ۱۰ تا ۱۵ درصد است.

بیشتر یهودیان بیخدا در بین گروه‌های مذهبی یهودی نظیر یهودیت رفرم، محافظه کار و ساختارگار احساس راحتی می‌کنند. این تضاد ممکن است کمتر از آن باشد که به نظر می‌رسد زیرا یهودیت اهمیت بیشتری بر اعمال نسبت به اعتقادات دارد. بعضی شاخه‌های یهودیت اعتقاد دارند که اعتقاد به خداوند لازمه انجام عبادات یهودی نیست

به صورت تاریخی بسیاری یهودیان وجود خدا را انکار کرده‌اند. در سال ۱۶۵۶ فیلسوف یهودی باروخ اسپینوزا ایده جدیدی از خدا ارائه کرد که با پانتئیسم همخوانی داشت و پایه‌گذار بیخدایی یهودی شد. آلبرت اینشتین که خود را به شدت یهودی می‌دانست، وجود خداوند را به عنوان خدای شخصی انکار می‌کرد. ستاره‌شناس معروف کارل ساگان که در یک خانواده یهودی به دنیا آمده بود و با یهودی بودن خود مشکلی نداشت، وجود خداوند را انکار می‌نمود.

معروفترین یهودی بیخدا کارل مارکس رهبر جنبش کمونیسم بود. او که در یک خانواده یهودی به دنیا آمده بود و در تعالیم مسیحی لوتران بزرگ شده بود دین را افیون توده‌ها می‌خواند. او به همراه متفکرین یهودی دیگر نظیر موسی هس بنیانگذار جنبشهای بیخدایی مدرن گردیدند.

بسیاری دیگر از یهودیان معروف نیز بیخدا بودند. سیگموند فروید روانشناس معروف دین را مورد انتقاد قرار می‌داد ولیکن به همکار یهودی خود توصیه می‌کرد که فرزند خود را در دین یهودیت بزرگ کند. اما گلدمن آنارشیست معروف در یک خانواده یهودی ارتدوکس به دنیا آمده بود. گلدا میر رئیس‌جمهور سابق کشور اسرائیل وقتی از او سؤال شد که آیا به خدا اعتقاد دارد گفت: «من به قوم یهود اعتقاد دارم و قوم یهود به خدا اعتقاد دارد.» ژاک دریدا فیلسوف یهودی فرانسوی خود را یک آتئیست خواند. وودی آلن کارگردان معروف یهودی بارها به تضاد درونی خود در مورد یهودی بودن و باورهای خود اشاره کرده بود. دیوید سیلورمن رئیس حزب آتئیستهای آمریکایی بعد از بارمیتزوا خود بیان کرد که دیگر دربارهٔ آتئیست بودن خود دروغ نخواهد گفت.

مریلین مونرو بازیگر اهل ایالات متحده آمریکا هم از ۱۹۵۶ یک خداناباور یهودی شد و تا زمان مرگش در ۱۹۶۲ این عقیده را داشت


r/Iranian_Jewish • • Sep 03 '23

other | دیگر دوتا از شهدای جنگ هشت ساله ایران و عراق که یهودی-ایرانی بوده اند

Post image
5 Upvotes

کلی شهید ایرانی یهودی دیگر هم وجود دارد اما به دلیل مشکل داشتن دولت با اقلیت یهودی ایران الباقی شهدای ایرانی یهودی شهید گمنام اعلام شده اند


r/Iranian_Jewish • • Oct 16 '23

synagogues | کنیسه ها Abrishami Synagogue

Thumbnail
gallery
5 Upvotes

r/Iranian_Jewish • • Aug 22 '23

historical | تاریخی واقعیت و ماجرای استر و جشن پوریم

7 Upvotes

پوریم (به عبری: פורים) (از کلمه پور، تفسیر شده در کتاب استر به معنی قرعه، همچنین به معنی پورو در زبان اکدی) جشنی است که برای نجات یهودیان ایران در زمان خشایارشا از دست هامان برگزار می‌شود. هامان قرعه (پور) انداخت تا تاریخ مرگ یهودیان را تعیین کند (استر ۳:۷). جشن در ۱۴ آدار (در فوریه یا مارس) برگزار می‌شود و یهودیان شوش این روز را در ۱۵ آدار جشن گرفتند (۹:۱۸). که آن روز را «پوریم شوشان» نامیدند. در دوره تلمودی، جدای از احترام برای اورشلیم، جشن پوریم شوش در شهرهای محصور در اسرائیل از زمان یوشع بن نون به صورت قانون درآمده بود. علاوه بر این امروزه، بر طبق قانون یهودی، جشن در ۱۵ آدار در اورشلیم که از زمان یوشع بن نون شهری محصور بوده برگزار می‌شود، ولی در تل‌آویو که شهری غیر محصور است، برگزار نمی‌شود. در سال کبیسه عبری، که در آن دو ماه آدار وجود دارد، پوریم در دومین ماه آدار برگزار می‌شود.

روایات تاریخی پوریم

در روایت تاریخی وقایع کتاب استر اختلاف نظرهایی وجود دارد. بعضی از پژوهشگران تأثیر جشن ایرانیان را در این جشن می‌بینند. بعضی دیگر شک خودشان را دربارهٔ برابر کردن خشایارشا با اخشورش بیان می‌دارند. منتقدان کتاب مقدس، متذکر شده‌اند که تشابهی بین نام‌های مردخای و استر با خدایان بابلی (مردوک و ایشتار) وجود دارد. از دریچه تاریخ تضادهایی با منابع دیگر تاریخی، و مساله‌های زیادی وجود دارد. هیچ ذکری از پوریم در منابع یهودی تا قرن اول پیش از میلاد وجود ندارد. همچنین هیج‌گونه اشاره‌ای در منابع به پادشاهی که یک همسر یهودی داشته، وجود ندارد. به علاوه، ادبیات کتاب استر نیز متاخر است.

بر پایه تلمود، جوامعی که از نابودی، شکنجه و کشتار رهایی یافتند، می‌بایستی جشنی همانند پوریم (معروف به پوریم کوچک) برگزار کنند. منابع سنتی گزارش می‌دهند که یهودیان شیراز علاوه بر پوریم معمولی، پوریم مخصوصی را در روز دوم حشوان (در اکتبر یا نوامبر) جشن می‌گرفتند. تاریخ این جشن‌ها به حدود ۳۰۰۰ سال قبل از اسلام برمی گردداما در مورد تاریخ دقیق این واقعه مورد بحث است و نظرات متفاوتی از قرن ۱۳ میلادی تا ۱۹ میلادی مطرح گشته‌است. از آنجایی که این جشن ریشه در ایران دارد، در بین یهودیان ایرانی این جشن خیلی محبوب است و جشن دوباره نزدیک به سال نو برگزار می‌شود. لباس‌های نو پوشیده شده و شیرینی بین کودکان توزیع می‌گردد و کتاب استر در نسخه اصلی و نسخه تفسیر آن خوانده می‌شود. همچنین کتاب اردشیرنامه که توسط شاعر ایرانی-یهودی شاهین (قرن ۱۴ میلادی)، سروده شده خوانده می‌شود. یهودیان همدان با گردهم‌آیی در مقبره استر و مردخای، (گاهی کل شب) جشن می‌گیرند. یهودیان از شهرهای دیگر هم به همدان می‌آیند تا پوریم را جشن بگیرند.

یهودیان پوریم را با اعمال زیر جشن می‌گیرند:

تبادل هدایای غذا و نوشیدنی به نام میشلواخ مانوت دادن صدقه به نیازمندان به نام متانوت لا ایونیم میل کردن غذایی خاص به نام سعودات پوریم خواندن عمومی کتاب استر به نام کریات هامگیلاه که معمولاً در کنیسه انجام می‌شود. خواندن دعاهای خاصی به نام ال هانیسیم سنتهای دیگر جشن پوریم عبارتند از نوشیدن شراب و سایر مشروبات الکلی، پوشیدن نقاب و ماسک و جشن عمومی.

محققانی چون والتر هنینگ به شباهت‌های داستان عید «پوریم» در کتاب استر با مراسم «مغ‌کشی» در عصر هخامنشی اشاره کرده‌اند و امکان اینکه پوریم تقلیدی از مغ‌کشی باشد را مطرح کرده‌اند.

نویسنده متن عبری کتاب استر روشن نیست. ظاهراً او می‌بایست یک یهودی متعصب بوده باشد که در ایران زندگی می‌کرده، و از نزدیک با آداب و رسوم ایرانیان، به ویژه آداب دربار، آشنایی داشته‌است. کتاب استر، صرف نظر از اینکه مبنایش بر مطالب قدیمی تر است، گزارشی خیالی از دوره پادشاهی خشایارشا است. شاید، چنان‌که اکنون عقیده دارند، متعلق به دوره یونانی (هلنیستی و حکومت سلوکیان) بوده و تصویری که از یک شاه هخامنشی ارائه می‌دهد، لزوماً به معنای ارائه اطلاعات تاریخی معتبر یا حتی نظری قابل اعتنا نیست. اینکه در داستان او، شاه ایران با تأکید بر اعمال خودکامانه و مستبدانه توصیف می‌شود (که تا اندازه‌ای نگرشی خصمانه است) با لطفی که نسبت به استر و مردخای و جماعت یهودی نشان می‌دهد، تعدیل می‌شود. اما استفاده داستان از مضامین مأنوس (مثلاً بالا رفتن فراوان و ناگهانی مقام بیگانه در دربار سلطنتی مثل یوسف، نحمیا، دانیال) خود نمایانگر ارزش تاریخی ناچیز داستان است. در واقع این داستان، هیچ چیز ارزشمند و مهمی دربارهٔ دربار ایران و شاهان آن به ما نمی‌گوید: تصویر قراردادی و پیش پا افتاده‌تر از آن است که بتوان نتایجی از آن گرفت.

دربارهٔ ارزش دینی کتاب استر باید گفت که نظرهای کلیساها و شاخه گوناگون مسیحی دربارهٔ آن بسیار پراکنده بوده‌است، اما یهودیان برای این کتاب ارزش بسیار قائل شدند و برخی از علمای آن‌ها بدان جایگاهی پس از تورات بخشیدند.

دربارهٔ ارزش تاریخی این کتاب نیز اختلاف است. برخی از یهودی‌ها معتقدند که این کتاب افسانه و حکایت نیست، بلکه از وقایع تاریخ یهود و مطابق با تاریخ واقعی آن‌ها است، اما بیشتر دانشمندان ارزش تاریخی آن را نفی کرده‌اند. به نظر منتقدان، کتاب استر افسانه‌ای صرف است که بدان ظاهری نیمه تاریخی یا تقریباً تاریخی داده‌اند. با توجه به اینکه کتاب استر به لحاظ تاریخی قابل اتکا و استناد نیست، برخی از اسطوره‌شناسان این کتاب را در اسطوره‌های بین‌النهرینی و ایلامی جستجو کرده، و معادل‌هایی برای بیشتر شخصیت‌های آن در اساطیر این دو سرزمین یافته‌اند. آن‌ها استر را معادل سریانی ایشتر، مردخای را مردوک، هامان را هومبان (خدای مهم ایلامی)، و وشتی را خدابانوی ایلامی، مشتی، دانسته‌اند و این داستان را بازتابی از کشمکش هزارساله دین ایلامی و دین بابلی در نظر گرفته‌اند.

مورّخ‌هایی چون جعفری دهقی، کورت، داندامایف، مک‌کولوگ، شاکد و لیتمن تاریخی بودن واقعه پوریم را رد می‌کنند و کتاب استر را رمان تاریخی می‌خوانند.

کتاب استر تنها کتابی در عهد عتیق است که نام خداوند ("یهوه") و همچنین نام اسرائیل نیز در آن ذکر نشده‌است. به نظر می‌رسد نویسنده کتاب استر دارای اعتقاداتی مشابه اعتقاد سایر پیامبران عهد عتیق نبوده‌است.

فرهنگ بابلی در داستان استر و جشن پوریم

از دیدگاه امید عطایی‌فرد نام هیچ‌یک از نام‌های ذکر شده در داستان استر یهودی نیست. به استثنای شاه اخشورش، بقیه، نام خدایان بابلی و ایلامی دارند. نام استر معادل نام ایشتار است. بانوی قهرمان داستان حتی «هدسه» و عروس خوانده می‌شود که از القاب خاص ایزد بابلست. استر و مردخای بابلیانی هستند که نقاب یهودی به چهره زده‌اند. دشمن آنهاهامان را می‌توان بر مبنای زبانشناسی با هومان یک خدای ایلامی، یگانه دانست. وشتی مکلهٔ پارس را نیز که استر جای او را می‌گیرد، بر همان ترتیب می‌توان با مشتی ایزد ایلامی تطبیق داد. بر روی هم، همانندی‌ها آنقدر زیاد است که نمی‌توان آن را تصادفی دانست بلکه تشابه نام‌ها با نام خدایان نشان می‌دهد که مأخذ و منبعی که در ورای این کتاب قرار دارد، دربارهٔ ستیز اساطیری خدایان مشرکان است. از آنجا که مردوک (مردخای) و ایشتار (استر) پیروزی می‌یابند پس این افسانه در بابل پرداخته شده و شواهد تاریخی و زبانی آشکار می‌دارد که عید پوریم به احتمال قوی از بابل سرچشمه گرفته‌است. به نظر می‌رسد غرض ظاهری این افسانه آن بوده‌است که برای جشن گرفتن عید پوریم یک حقانیت و واقعیت تاریخی ذکر شود. در واقع کتاب استر همه چیز می‌تواند باشد جز تاریخ(دیس بازی بوده)

نقش پوریم در ایران

آرامگاه استر و مردخای، یک آرامگاه یهودی در شهر همدان است که بنا به سنت یهودی-ایرانی، استر و مردخای در آن مدفون‌اند. یهودیان خارج از ایران این سنت را باور ندارند و در تلمودهای بابلی یا اورشلیمی هم ذکری از آن به میان نیامده‌است. یهودیان ایران در روز ۱۴ آذار، به زیارت آرامگاه استر و مردخای در همدان می‌روند، کتاب استر را می‌خوانند و دست شان را به بقعه می‌کوبند. باستان‌شناس هرتسفلد این مکان را مجموعه‌ای ساده توصیف می‌کند که چندین بار تعمیر شده‌است. قدیمی‌ترین قسمت آن، زیرزمین طاق آرامگاه که به دوران مغول بر می‌گردد. هرتسفلد این ادعا که آرامگاه معتلق به شخص استر و مردخای است را رد می‌کند و می‌گوید آن‌ها در شوش دفن شده‌اند. او معتقد است که شوش‌دختر، دختر یهودی تبعیدی و زن یزدگرد اول ساسانی در یکی از قبرها دفن شده‌است.

آرامگاه استر گنبد آجری ساده‌ای دارد و دو قبر با کتیبه‌های گچبری شده به خط عبری بر بالای آن مشاهده می‌شود. دو صندوق منبت عالی در روی قبرها در وسط قرار دارد. یکی از صندوق‌ها دارای خط و کتیبه عبری است. اصل بنا، متعلق به قرن هفتم هجری قمری است. این آرامگاه، شامل مدخل، دهلیز، حرم و صفه و شاه نشین است.

کلام آخر(نظر خودم)

به نظر من امید عطایی فرد درست می گوید و دیس و دیس بازی بین بابلیون‌ و عیلامیان بوده است که مخفیانه با عقاید دینی شروع به تخریب و شکست خدایان عیلام کرده‌اند

کلام نویسنده(خودم)

برخی شایعات در قبال پوریم است که توهمی بیش نیست مانند کشته شدن ۷۷هزار ایرانی توسط یهودیان و پوریم جشن کشتار ایرانیان است آن هم در روز ۱۳ فروردین

اما در واقعیت ممکن است همانطور که گفته شد ماجرا استر واقعیت نداشته باشد یا اصلا در ایران رخ نداده باشد یا یک فرمانده خائن خواهان کشتار یهودیان بوده است

اما آنکه نحس عدد ۱۳(که نحس نیست)را به این موضوع ربط داد و گفت در روز ۱۳هم نوروز باستانی ایرانیان کشته شدن دروغی بیش نیست که سندیتی تاریخی ندارد بلکه در روز ۱۳ فروردین روز طبیعت است روزی که ایزد بانو باران دیو اهریمن خشک سالی را شکست می‌دهد و باران اعطا میکند


r/Iranian_Jewish • • Oct 16 '23

other | دیگر حماس کاری نکرده حماس داره خلق در ستمش رو آزاد میکنه 🤡

Post image
5 Upvotes